تبليغاتX
خانه اول
خانه اول
گمشده ای دیگر

 

بدون مقدمه‌ا‌ي از نبودن يا هر چيز ديگر، اين متن نوشته مي‌شود تنها به مثابه درمان. براي پي بردن به حجم برخي سؤال‌ها...

 

از روزي كه هويت دوست و مرام دوستي آشكار شد، چوب حراجي بر عشق زدند. اندك زماني كه گذشت، عقل انسان زبان تازه آموخت. هر عقلي، زباني منحصر به خود. هر زباني، ادبياتي خلق كرد منحصر به خود. هر ادبياتي رفيقي پيدا كرد منحصر به خود.

گذشت. اما تنها اندكي. رفقا، ادبيات و زبان، باليدند به پشتوانه‌شان. به حقيقت ممتاز بشريت. به عقل!

خوشيم به رفاقت. به خشونت. به جدايي‌ها.

خوشا روزي كه عشق با شيطنت نقش "يكتايي" بازي مي‌كرد.

هر روز بر گمشده‌هامان افزوده مي‌شود. نه! مي‌افزاييم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 22:59  توسط یوحنا  |