تبليغاتX
خانه اول
خانه اول
انديشه‌ها زنداني هنجارها

 

هنجار؛ به مجموعه بايدها و نبايدها گويند.

اگر اشتباه نكرده باشم اين تعريفي بود كه در كتاب اجتماعي اول دبيرستان خوانده بوديم. هنجار كه در فرهنگ لغات فارسي معين، "قاعده و قانون" معنا شده است، زيرمجموعه‌هاي مختلفي دارد كه يكي از آنها "هنجارهاي اجتماعي" خوانده مي‌شود. يعني بايدها و نبايدها در زندگي و رفتار اجتماعي انسان‌ها. اما نكته سؤال برانگيز اين است كه محدوده دخالت اين هنجارها در زندگي چيست و چه كسي تعيين‌كننده آن است؟ آيا مجاز به حكم كردن در ريزترين و جزئي‌ترين مسائل زندگي اجتماعي افراد هستند؟

متأسفانه گاهي اين هنجارها به قدري گسترده شده كه جامعه را به يك جامعه تك سليقه‌اي و بدون تنوع تبديل مي‌كند. در اين جامعه جايي براي مطرح شدن ايده، سليقه و افكار شخصي باقي نمي‌ماند و از سوي غالب مردم غيرقابل ادراك و پذيرش خواهد بود. در اين شرايط براي حضور در اجتماع نياز به انديشه كردن نبوده و قواعد، حاضر و آماده در اختيار افراد قرار مي‌گيرد.

 

      

 

ايران* از آن دسته جوامعي است كه اين هنجارها، مرزهاي گسترده‌اي داشته و در بسياري امور حضور برجسته‌ي دارد. به طور مثال در ايران، اين محيط اطراف (جامعه كوچك اطراف) است كه شيوه و زمان سلام كردن، سخن گفتن، نوع انديشيدن، شيوه لباس پوشيدن، نوع آرايش و خيلي چيزهاي ديگر را مشخص مي‌كند. اين جامعه است كه روزي چادر براي زنان و ريش براي مردان را واجب و روزي ممنوع مي‌كند و در اين ميان سليقه و تفكر و خواست شخص، جايي براي صحبت و بروز ندارد. اين جامعه است كه تعيين مي‌كند هركس در چه رشته‌اي تحصيل و در چه زمينه‌اي كار كند و توان و علاقه، كمترين نقش را در وضعيت دارند.

اين مسئله غير از كمرنگ كردن و شايد از بين بردن نقش عقل، انديشه و ابتكار، معضل بزرگ ديگري را به‌وجود مي‌آورد كه همه‌مان در روز با آن دست و پنجه نرم مي‌كنيم. اما شايد به دليل تكرار هر روزه آن، به مشكلاتش خو گرفته‌ايم و به فكر رفع آن نيستيم.

در جامعه‌اي كه همه مجبور به يك شكل ظاهر شدن و يك نوع رفتار كردن هستند، راه شناخت افراد و افكار دروني‌شان و بهره جستن از آنها بسيار پيچيده و شايد در برخي موارد محال شده باشد. اما راه چاره چيست؟ كيست كه اين هنجارهاي مداخله‌گر را شكل مي‌دهد؟ سياستمداران؟ دانشمندان؟ دولتمردان؟ من؟ يا تو؟؟؟


  *: اين نوشتار دليلي بر مبرا بودن ساير جوامع از اين معضل نمي‌باشد.  

2 نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 17:44  توسط یوحنا  | 

فرشته نادان

 

دو سال پيش در چنين روزهايي، فرشته نادان كلي بر سر من و دوستانم فرياد كشيد كه چرا به انقلاب و شهدا بي‌‌حرمتي كرده‌ايد. آخر ما آن سال به خاطر كنكور فكر مي‌كرديم كه ديگر مجبور نيستيم با وسائل تزئيني در و ديوار كلاس را از زيبايي سادگي دربياوريم!!!

 

پ.ن: فرشته نادان مديري بود كه ادعا مي‌كرد انسان‌ساز است.

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 18:28  توسط یوحنا  |