|
|
کدوی یوحنا |
|
|
ميخواستم آپ كنم. ولي دلم نيومد بازم حرفايي بزنم كه هيچ جوابي توش نيست. به قول يكي نخواستم دوباره از يه دور باطل حرف بزنم. اين شد كه اومدم يه قدرت خلق رو به رخ همه بكشم و مثل خيلي ها امشب و با ذوق ديدن زيبايي گل به صبح برسونم. ضمناً ديدين فقط گل رز و مريم زيبا نيستن. گل كدو هم زيباست... هر چند کیفیت عکس بالا نیست و نمیتونه زیبایی واقعی رو به تصویر بکشه... |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 0:3 توسط یوحنا
|
|
||
|
|
حرمت |
|
|
دفاع مقدس باعث بارور شدن ذوق و انديشه عكاسان شد.
اين تيتري بود كه ديشب در روزنامه ديدم و شاخ درآوردم. نميتوانستم باور كنم كسي بتواند به خودش اجازه بدهد كه چنين حرفي بزند. يعني واقعاً ما اين همه خون داديم كه ذوق و انديشه عكاسان بارورو شود؟ آيا اين حرف شرمآور نيست؟ از 8 سال جنگ چه چيزي مانده؟ يك سري خانواده داغدار كه بين 2 گروه اسير شدهاند. گروهي ادعا ميكند كه ارزش كار كساني كه جنگيدند را ميداند. به بدترين شكل از آنها حمايت ميكند. (چه نيكو و بهجا گفت علي، همسر فاطمه، كه اگر ميخواهيد كسي را خراب كنيد، به بدترين شكل از او دفاع كنيد) گروهي ديگر هم بدون توجه به بطن جريان، صرفاً براي مخالفت با اين شيوه حمايتي، تا ميتوانند بيحرمتي ميكنند. متأسفانه نياموختهايم حرمت نهادن را. حرمت نهادن آنجايي رنگ به خود ميگيرد كه در پس آن، منفعتي براي خودمان پنهان شده باشد. من نميگويم كه در خاطرات سالها پيش اسير شويم تا حرمت خون آنهايي كه رفتند را حفظ كرده باشيم و از حال و آينده باز بمانيم ولي كمي منصفانه بيانديشيم. همهمان با افتخار ميخوانيم و ميگوييم: "چو ايران نباشد تن من مباد". پس چرا اين طور خصمانه و بيرحمانه با شخصيت كساني كه به اين حرف معنا دادند بازي ميكنيم؟ من هم از نسلي هستم كه جنگ را لمس نكردم ولي حتي در بدترين حالت(كه مطمئن هستم اين گونه نبوده) فرض را بر آن بگذاريم كه آنها كه اين 8 سال جنگيدند، صرفاً به خاطر پيروي از ولايت فقيه و يك سري اعتقادات مذهبي بوده باشد كه من و شما هيچ اعتقادي هم به آنها نداريم. آيا نتيجه رفتن اين انسانها حفظ خاك وطنمان نشد؟
ايكاش بيشتر فكر ميكرديم و به راحتي حرمت عقايد مخالف خودمان را نميشكستيم... |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 21:11 توسط یوحنا
|
|
||
|
|
ماهِ...؟؟؟ |
|
|
یک سال دیگر هم گذشت و دوباره رمضان آمد. رمضان آمد و دوباره پس از مدتها کتابهای عربیمان که از پدربزرگها به ارث برده ایم از کمدها و قفسههای کتاب بیرون آمد!!! دوباره همان برنامهريزي هميشگي. روزي 30/1 (يك سيام) از اين كتاب... باز رهنمودهاي تكراري گدايي بهشت... ..... |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:53 توسط یوحنا
|
|
||
|
|
در پس پرده تقدس |
|
|
ناتواني و ضعف، جامه قداست به تن كرده!!! همواره (يا در اغلب اوقات) قدرتمند، فردي با نقش منفي برايمان به تصوير كشيده شده. در قبال اين قدرت، براي دفاع از خويشتنِ ناتوان، ابلهانهترين روش را برميگزينيم. تخريب قدرت!!! شيوهاي كه در اكثرمان نهادينه شده و بدون اينكه متوجه باشيم اين كار را انجام ميدهيم. اين نوع برخورد در تمام سطوح و مقاطع جامعه به چشم ميخورد. از رفتار دانشآموزان در دبستانها تا نحوه برخورد سران مملكت. هنگامي كه در اثر بيعرضهگي و كاهلي خودمان به هدف نميرسيم و رقيب از ما پيشي ميگيرد، با صحبت از صبر در برابر آزمايش الهي!!! و يا نامشروع و غيرديني جلوه دادن راهكارهاي رقيب، چهره منفوري از رقيب و مقدسي از خومان ميسازيم تا ديگر جايي براي اعتراض به كمكاري باقي نماند....
.... چه خوب دين را آلت بيفكري كردهایم. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1384ساعت 22:17 توسط یوحنا
|
|
||
|
|
دلسوزان با کفایت!!! |
|
|
چشم و دل آقایونِ دلسوزِ جوانانِ مملکت روشن... فردا ساعت ۸ صبح به وقت استرالیا هشتمین مسابقات جهانی ماشین های خورشیدی شروع میشه. ماشین خورشیدی تیم بچه های ایران هم حاضر و آماده تو یکی از کارگاههای ایران خودرو داره خاک میخوره. آقایون هم الان دارن ... . بعضی وقت ها حفظ عفت کلام سخت ترین کاره. شاید بهتر باشه سکوت کنم ولی ایمان دارم که کسی هست که یه روز حق تمام آقایون و میذاره کف دستشون. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوم مهر 1384ساعت 23:11 توسط یوحنا
|
|
||